یه روز تو جهنم همدیگرو می بینیم اخه هر ۲ تامون
جهنمی هستیم تو به جرمه اینکه قلب منو دزدیدی و
من به خاطر اینکه به جای خدا تو رو پرستیدم![]()
![]()
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 0:34 موضوع | لينک ثابت
به نام خدا
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو
برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نذار که پروانه ببینه
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن
برای عشق جان بده ولی جان کسی را نگیر
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن
برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن
برای عشق خودت باش ولی خوب باش

نوشته شده توسط محسن در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 13:11 موضوع | لينک ثابت
پرواز فرصتی است برای گذر از سرزمینهای ناشناخته
فرصتی برای تجربه آسمان و لمس آن
پرواز، بزرگی می دهد و انتظار فروتنی دارد
عظمت است و اما به تواضع نیازمند
پرواز، شوق سفر می خواهد و شور او
پرواز، هنوز بالا نیست بلکه میان بالا و پایین است
و معلوم خواهد کرد که آیا تسلیم جاذبه زمین خواهی شد یا جاذبه آسمان؟
در زمین بودن و جذب آن شدن، مرگی است آرام
، اما از آسمان فرو افتادن و جذبه زمین را پذیرا گشتن خرد و تکه تکه شدن است
و این مرگی است دردناک و وحشت انگیز
پرواز، پیمودن آسمان است و به آن سوی باران رفتن
وراء را بوسیدن و به فرا رفتن
شکافتن هوای زندگی و کاویدن فضای به چشم نیامدنی
پرواز، خود را به باد وزان سپردن است و وزیدن
عبور است و از دور به نظر رسیدن
پرواز،از بالا دیدن است و از پایین دیده شدن
گذشتن و گرفتار نشدن است
دوست داشتن است و دل نبستن
پرواز، سبکبال بودن است و نداشتن
پرواز، ارتباطی عمیق است با آنچه در عمق آسمان است
پرواز، کلید رهایی است و پرواز، سکوت است و گاه فریاد کشیدن
سکوت است و گاه فریاد کشیدن ...

وقتی دلت خسته شد
،دیگه خنده معنایی نداره
می خندی تا از دیگران غم آشیانه کرده تو چشماتو پنهان کنی
وقتی دلت خسته شد
حتی اشکهای شبانه هم آرومت نمی کنه
گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کردی
وقتی دلت خسته شد
هیچ چیز آرومت نمی کنه به جز
پرواز
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 11:28 موضوع | لينک ثابت
شهر هرت 
شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب.
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همدیگه رو مي شناسن .
شهر هرت جايي است که همه بد هستن مگر اينکه خلافش ثابت بشه.
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند.
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند.
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند
اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر.
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت.
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد.
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خانه باشد و البته آن گوشه که آشپزخانه است و به آن مي گويند مرواريد در صدف.
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار
تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن.
شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن:
به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند.
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن
اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن.
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري.
شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام.
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه.
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه.
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي.
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار.
شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي.
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني
مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه.
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني
و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن.
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت
مگر اينکه از يک طرفش بيفتي..
شهر هرت جايي است که .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 11:25 موضوع | لينک ثابت
چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری
نـه بـه انتظـــارِ یـاری، نـه ز یـــــار انتظـاری
غــم اگــر به کــوه گـویـم بگـــریزد و بریــزد
که دگــر به این گـــرانی نتـوان کشیــد بـاری
سحـرم کشیده خنجر که چرا شبـت نکُشتست؟
تو بکُـش کـه تا نیـفتد دگــرم به شب گذاری
نه چنان شکست پشتـم کـه دوباره سر بـرآرم
منـم آن درخـت پیـری که نداشت برگ و باری
نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 19:5 موضوع | لينک ثابت
سلام ای غروب غریبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای هم نشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم، اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رؤیای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 19:2 موضوع | لينک ثابت
دلم میخواد گریه کنم
برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی
دلم میخواد گریه کنم...

نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 18:58 موضوع | لينک ثابت
کنار آشیان تو من آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال میکند برای چه تو زنده ای
برای زندگی خود تو را بهانه می کنم

نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 18:52 موضوع | لينک ثابت
بي تو، مهتاب شبي باز از ان كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم ان عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد يادم امد كه شبي با هم از ان كوچه گذشتيم پرگشوديم ودر ان خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب ان جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه ،محو تماشاي نگاهت اسمان صاف و شب ارام بخت خندان وزمان رام خوشه ماه فرو ريخته در اب شاخه ها دست براورده به مهتاب شب وصحراوگل وسنگ همه دلداده به اواز شباهنگ يادم ايد:تو به من گفتي از اين عشق حذر كن لحظه اي چند به اين اب نظر كن اب ايينه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش فردا كه دلت با دگران است تا فراموش كني چندي از شهر سفر كن با تو گفتم ((حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم!)) روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد چون كبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي نرميدم نگسستم باز گفتم كه : ((تو صيادي و من اهوي دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم وگشتم حذر از عشق ندانم،نتوانم!)) اشكي از شاخه فروريخت مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت... اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد يادم ايد،كه دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم نگسستم نرميدم رفت در ظلمت غم،ان شب وشبهاي دگر هم نگرفتي از ان عاشق بيچاره خبر هم نكني ديگر از ان كوچه گذر هم بي تو ،اما، به چه حالي من از ان كوچه گذشتم
نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 18:49 موضوع | لينک ثابت

دل سوخته اي خواهم تا هم نفسم باشد
من خانه نشين غم او هم قفسم باشد
دل سوخته اي محرم با درد شب و روزم
از غربت ايامم داند زچه مي سوزم
از عمق نگاه من خواند غم دلتنگي
دل مرده از اين بودن در انجمني سنگي
آهسته به او گويم از غربت و تنهايي
دنياي غلط خورده با صبر و شكيبايي
گويم ز غم ومحنت دل ساده شكستن ها
حسرت به دل و خسته از گوشه نشستن ها
تقدير ورق خورده در تيرگي شبها
روزه به سكوتي در هم خواهشي لبها
آري ز هم آغوشي با سايه مهتابي تاريكي و شعر و من با كرمك شب تابي
گويم ز غم عشق و دل سوختگيهايم
بين همه لوليدن در خلوت غم هايم
روياي مه و شب را در گوش كه ميگويد
دنيا و مليحه بين دل سوخته مي جويد؟
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 19:13 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ
از خنجره های خسته صحبت نکیند
با نی لبک شکسته صحبت نکنید
وقتی که به انتظار عادت داریم
از پنجره های بسته صحبت نکنید
فهرست اصلي
دوستان
بي تو با صداي تو
نغمه های عاشقی
مرداب زندگي
بین عشق منو تو فاصله ای نیست
آسمان عشق
هوالحق
رنگین کمان عشق
آخ دلم:نشكني ها
عاشقانه ها براي عاشق ترين ها
زن آدم نیست، حواست!
عشق شاید این است....
دردو دل عاشقانه
اشک باران
... ستاره ام در آسمان است ...
توچراتنهائي؟
+++++زندگي عاشقانه +++++
ورودی رسپینا
ایستگاه شادی
بانوی شرقی
amir love
شهردل
کلوپ شادی
"روياي خيس"
رسپینا
دوست داشتنم دروغ نبود
نيلو و سوفيا
دفتر خاطرات من
" عکس دختر های ناز ایرونی"
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
موزيك
عضويت در خبرنامه